

1-خودآیند هستند - بی مقدمه و بدون دخالت شما وارد ذهن تان می شوند،
2-تحریف شده هستند- موافق با واقعیت ها نیستند،
3-ناسودمند هستند- افسرده تان می کنند.تغییر را مشکل می کنند و از دنبال کردن هدف بازتان می دارند،
4-ظاهرا توجیه پذیرند- آنها را بعنوان واقعیت می پذیرید و به ذهنتان نمی رسد که در مورد درستی شان شک کنید
5-غیرارادی اند - شما آنها را انتخاب نکرده اید و تغییر دادنشان بسیار سخت می تواند باشد.
افکاری از این قبیل ممکن است در دور باطلی گرفتارتان سازند.هرقدر افسرده تر شوید،افکار منفی تان بیشتر و اعتقادتان به آنها بیشتر میشود. هرقدر افکار منفی تان بیشتر شود،و هرقدر اعتقادتان به آنها بیشتر شود،افسرده تر خواهید شد. هدف اصلی شناخت درمانی،کمک به فروپاشی ،در این دور باطل است (یعنی فراگیری این که بتوانید هنگام تفکر منفی،شیوه مثبت تر و واقع بینانه تری را در نگرش به تجارب خود تشخیص دهید و آنها را در عمل بیازمایید)
در ابتدا شاید پیدا کردن این افکار و پاسخ به آنها ، کار آسانی نباشد. پاسخ به افکار منفی مانند هر مهارت دیگری است . برای آن که بتوانید به راحتی این کار را انجام دهید ، باید وقت بگذراید و مرتب تمرین کنید . بنابراین اگر برای شروع کار ،مشکلاتی پیدا کنید ، دلسرد نشوید . در طی جلسات ، شما و درمانگرتان به یاری هم این افکار را تشخیص خواهید داد و به آنها پاسخ خواهید داد و تکالیف خانگی، فرصت زیادی فراهم خواهد آورد تا بتوانید به تنهایی به تمرین بپردازید .
هرقدر بیشتر تمرین کنید، پاسخ دادن به این افکار، طبیعی تر خواهد نمود. گام های لازم برای این کار در زیر توضیح داده می شوند :
گام اول: وقوف بر افکار منفی
نخستین گام در غلبه بر تفکر منفی،وقوف بر افکار خودتان و اثر آنها در شماست.
افکار منفی موجب ناراحتی شما میشوند شما را مضطرب،غمگین،افسرده،ناامید،معذب و خشمگین می کنند. به جای اینکه در سیطره این احساسها قرار بگیرید،می توانید از آنها به عنوان نشانه ای برای عمل،استفاده کنید. وقتی خلق تان به سمت منفی می گراید،ببینید که در ذهنتان چه می گذرد.در طی چند روز حساسیت بیشتری به تغییر در احساسهای خود و افکاری که آنها را برمی انگیزند،پیدا خواهید کرد.چه بسا متوجه شوید که همان افکار،مرتب به ذهنتان می آیند.
چطور باید این کار را انجام دهید؟
بهترین را برای پیدا کردن وقوف بر افکار منفی،یادداشت آنها به محض خطور به ذهن است.می توانید در برگه گزارش افکار ناکارآمد(Dysfunctional Thought Record) این کار را انجام دهید.
چیزهایی که در این برگه باید نوشته شوند،عبارتند از :
1-تاریخ
2-هیجان هایی که احساس می کنید.هر هیجانی را از لحاظ شدت از صفر تا 100، درجه بندی کنید .
3-موقعیت: وقتی مثلا احساس افسردگی پیدا کردید چکار می کردید؟یعنی به طور کلی آن زمان درباره چه چیزی فکر می کردید فقط موضوع کلی را یادداشت کنید ( به عنوان مثال "فکر می کردم که زندگی چه قدر سخت است ") آن چه را که در ذهن شما می گذشت ، در ستون بعدی یادداشت کنید .
4-افکار خود- آیند: وقتی احساس افسردگی پیدا کردید،چه افکاری در ذهنتان جریان داشت؟ سعی کنید هرچه دقیق تر، کلکه به کلمه ، آنها را یادداشت کنید . برخی از افکارتان ممکن است به شکل تصاویر ذهنی خود را نشان بدهند و نه کلمات .
مسائل شایع در یادداشت کردن افکار منفی
زمان بندی : کمال مطلوب آن است که افکار و احساس های خودتان را بلافاصله پس از وقوع ، یادداشت کنید . اما این کار همیشه امکان پذیر نیست .مثلا عجیب خواهد بود اگر وسط مهمانی یا ملاقات با کسی، ورقه یادداشت خودتان را درآورید ! در این صورت ف آن چه را که موجب ناراحتی تان شده است به ذهن بسپارید و یا یادداشت کوچکی روی یک تکه کاغذ بنویسید و بعد هنگام شب، وقتی برای این کار اختصاص دهید (مثلا 20 دقیقه) تا بتوانید یادداشت کتبی مناسبی، تهیه کنید . به طور کامل، به " صحنه عمل " برگردید و سعی کنید هر چه بیشتر ، جزییات آن چه را که اتفاق افتاده است و نیز چگونگی احساس خودتان و افکاری را که در ذهن تان ایجاد شده بود ، یادآوری کنید.
-
اجتناب از نوشتن افکار منفی خودتان-- مواظب بهانه هایی که شما را از توجه به افکار و هیجان های تان باز می دارند ، باشید. مثلاً ممکن است با خود بگویید : " بعداً می نویسم " یا " بهتر است اصلاً فراموش کنم " ممکن است احساس کنید که اصلاً دوست ندارید با افکارتان روبرو شوید . شاید می ترسید که برشما مستولی شوند و یا فکر می کنید افکار احمقانه ای هستند . کاملاً طبیعی است که از افکار منفی مربوط به تجارب ناخوشایند ، رویگردان شوید . اما روبرو شدن با این افکار ، بهترین راه برای مبارزه با افسردگی است.www.migna.ir اگر احساس می کنید که بهانه جویی می کنید ، احتمالاً به این سبب است که به چیز مهمی رسیده اید . بنابراین خودتان را وادار کنید تا آن را بنویسند . پس از آن، اگر می خواهید ، می توانید با استفاده از تکنیک توجه برگردانی به چیز دیگری، فکر کنید . اما در هر حال ، ندیده گرفتن افکار ، آنها را از ذهن شما دور نخواهد کرد.
-
-
گام دوم: پاسخ به افکار منفی
وقتی فراگرفتید که چگونه باید به افکار منفی خود وقوف پیدا کنید،گام بعدی،ارزیابی این افکار و نیز یافتن گزینه های مفید تر و واقع بینانه تر است.
چگونه باید این کار را انجام دهید؟
چهار سئوال عمده وجود دارد که دریافتن پاسخهایی به افکار منفی، کمکتان می کنند:
1-شواهد کدامند؟ آیا واقعیتهای مربوط به موقعیت،افکار شما را تایید می کنند و یا یا آنها در تناقض قرار دارند؟
2-چه نظرگاههای دیگری وجود دارد؟ هرتجربه ای را می توان به راههای مختلفی نگریست.چه جور دیگری می توانید اتفاقی را که افتاده است،تفسیر کنید؟سعی کنید شقوق دیگر را نیز تا جایی که می توانید،درنظر بگیرید و شواهد بر له و علیه آنها را بررسی کنید.کدام یک از شقوق بیش از سایر موارد ،احتمال دارد درست باشد؟
3-اثر شیوه تفکر شما چیست؟ اثر آن در احساس و عمل شما چگونه است؟محاسن و معایب این نوع شیوه تفکر چیست؟آیا می توانید شقی پیدا کنید که مفیدتر باشد؟
4-خطاهای فکری شما کدامند؟ نوعاً در چگونگی تفسیر تجارب زندگی در افکار افراد افسرده،تحریف هایی منظم،مشاهده میشود. فوراً به نتیجه می رسند. دریافتهای خود را از پدیده های اختصاصی بیش از حد تعمیم می دهند.مسئولیت چیزهایی را که تقصیر آنها نیست برعهده می گیرندو غیره. کدام یک از خطاها در تفکر شما وجود دارند؟
بعلاوه در این دستوالعمل، 20 سئوال اختصاصی دیگری وجود دارد که به شکل گروه بندی شده ،تحت این چهار عنوان قرار دارند.می توانید از انها در پیدا کردن گزینه های جانشینی برای افکار منفی استفاده کنید.یادتان باشد که نمونه ها فقط امکاناتی را مطرح ساخته اند. پاسخهایی که به درد شخص شما می خورد،ممکن است کاملا متفاوت باشد.باید خودتان این کار را بکنید.
فوق العاده مهم است که تا جایی که می توانید تعداد زیادی از این افکار-شقوق مختلف- را هر روز یادداشت کنید و به آنها پاسخ دهید. نوشتن آنها باعث میشود که از آنها فاصله بگیرید. در آخر کار احتمالا خواهید توانست پاسخهای آنها را در ذهن خود پیدا کنید.اما اگر از اول بخواهید این کار را انجام دهید ،افکار،غالبا بر پاسخها غلبه میکنند و آنها را از ذهن دور میسازند. نوشتن پاسخ ها،آنها را قدرتمند میسازند:چرا که بشکل نوشته روی کاغذ اورده می شوند.شاید لازم باشد،پیش از انکه بتوانید به اسانی به پاسخهایی برسید،پاسخ 50یا 100مساله را روی کاغذ بنویسید.البته هرچقدر بیشتر تمرین کنید،یافتن پاسخهای موثر ،اسانتر می شود.
برای یادداشت پاسخهای خود،به ترتیب زیر از برگه یادداشت افکار ناکارآمد استفاده کنید:
| تاریخ | هیجان ها | افکار خودایند | پاسخ منطقی | نتیجه | |
| ..... | .... | .... | ... | ... |
در اینجا بطور نمونه جدولی با یک سطر کشیده شده است. اما شما لازم است که مطابق نمونه جدولی با5ستون و 8 سطر برای یک هفته تان رسم کنید. هر سطر برای یک روز در نظر گرفته می شود.
1-پاسخ منطقی:تمامی پاسخهایی را که در برابر هر فکری به ذهنتان می رسند،یادداشت کنید.هر پاسخی را از لحاظ میزان اعتقاد خود،در مقیاس صفر تا 100،درجه بندی کنید.
2- نتیجه
الف) برگردید به افکار منفی خود آیند اصلی.حالا که به ان پاسخ داده اید ،میزان اعتقادتان چقدر است:برای هرکدام مجددا نمره ای از صفر تا 100 اختصاص دهید.اگر پاسخ ها موثر بوده اند، باید به این نتیجه را بگیرید که اعتقادتان تا حدی کاهش یافته است . اما اگر پاسخ ها موثر نبوده اند ، شاید پاسخ را به نحوی غیرقابل دفاع می پندارید - با خود می گویید توجیهی بیش نیست و یا شاید در مورد افکار دیگر ، صدق می کند و نه در مورد شما. این نوع پاسخ های "بلی، اما ... " را در ستون مربوط به افکار خود-آیند منفی، یادداشت کنید و مانند افکار اصلی ، به آنها پاسخ دهید .
انتظار نداشته باشید که اعتقادتان نسبت به افکار منفی،در یک اقدام ،بطور کامل از بین بروند.آنها احتمالا از مدتها پیش وجود داشته اند ،درحالیکه پاسخهای شما چه بسا کاملا تازه باشند.اعتقاد پیدا کردن به این پاسخهای جدید ،وقت و تمرین میخواهد و شاید لازم باشد انها را در عمل بیازمایید.
ب) برگردید به ستون هیجان ببینید که پیش از پاسخ دادن به افکار منفی،چه احساسی داشتید.حالا که پاسخهایی پیدا کرده اید،چه احساسی دارید؟هر کدام را در مقیاس صفر تا 100 درجه بندی کنید.
اینجا نیز اگر پاسخهایتان موثر بوده باشند،باید بتوانید به این نتیجه برسید که هیجانهای دردناک شما تا حدی کاهش یافته اند.اگر کاملا از بین نرفته اند،دلسرد نشوید.به زمان و تمرین نیاز دارند.
ج ) یک طرح عمل Action plan ، تهیه کنید. برای بهتر کردن موقعیت و یا آزمون پاسخ هایی که در برابر افکار منفی خود پیدا کرده اید ، چه کاری می توانید بکنید ؟ تا چه حد امکان دارد در صورت وقوع مجدد مساله ، برخورد متفاوت داشته باشید ؟ اگر دوباره همین فکر و احساس را پیدا کنید ، چه کار خواهید کرد؟ سعی کنید راهبردی تنظیم کنید که بتوانید در آینده هربار، با مشکلی مشابه رو به رو شدید ، از آن استفاده کنید ...
برچسب:
نویسنده: عباس سنجري